امروز:

تاثیر بهسازی بافت های فرسوده در حفظ هویت شهری

     بافت های فرسوده، بخش قابل توجهی از پهنه بسیاری از شهر های کشورمان را تشکیل می دهند که به دلیل معضلات خاص خود از گستره حیات شهری خارج گشته و به بخش های مسأله دار شهرها تبدیل شده اند . این بافت ها علاوه بر مسائل و مشکلات کالبدی، ابعاد و کیفیات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شهر و فضاهای شهری را نیز دچار تنزل نموده و حضور انسان در فضاهای شهری را با معضل رو به رو و یا مختل می سازند. از آن جا که طراحی شهری به عنوان دانشی که به کیفیات محیط مصنوع می پردازد، از حرفه ها و دانش های دخیل در فرآیند طرح بهسازی و نوسازی بافت های فرسوده محسوب می شود ، این نوشتار از منظر طراحی شهری، به تبیین نقش ارتقاء کیفیت فضاهای شهری در فرآیند بهسازی و نوسازی بافت های فرسوده خواهد پرداخت.

تعریف بهسازی

     طرح بهسازی بافت با ارزش با شناخت دقیق از وضعیت موجود و تجزیه و تحلیل این اطلاعات، به دنبال برنامه ریزی و سپس طراحی فضاهای با ارزش است تا از این فرآیند، توسعه فضای شهری در آینده حاصل شود.[5]

اهداف بهسازی

     هدف طرح بهسازی بافت با ارزش شهری را به طور عمده می توان حفظ و احیای مجدد زندگی و کالبد شهر دانست و در قالب های جداگانه و به عنوان زیرمجموعه ای از هدف اصلی، می توان اهداف طرح را چنین برشمرد:

1-     حفاظت و مرمت بافت و کالبد شهری؛

2-     ساماندهی هسته کهن و واجد ارزش شهری؛

3-    حفاظت و احیای ارزش های فرهنگی، تاریخی، کالبدی  فضایی و معماری شهری و معرفی این ارزش ها از سطح شهر به سطوح ملی و جهانی؛

4-     ایجاد زمینۀ توسعه گردشگری بهره مندی شهر از عواید آن )چه گردشگر داخلی و چه گردشگرخارجی(؛

       5- هدایت توسعه کالبدی شهر به صورت هماهنگ با محیط موجود؛

     6- فراهم نمودن زمینه توسعه و عمران کالبدی شهر با توجه به شرایط، امکانات و محدودیتهای موجود؛

     7- بهبود وضعیت خدمات رفاهی زیرساختی و روساختی و توزیع عادلانه آن در جهت بهره مندی عموم اهالی.[6]

ویژگی‌ها و انواع بافت فرسوده شهری

     بافت‌های فرسوده به علت گذشت زمان و عدم سرمایه گذاری لازم در نگهداری از آنها با ویژگی‌های خاصی مواجه هستند که شامل موارد ذیل می‌باشد.عدم دسترسی به درون بافت، فقدان تاسیسات زیربنایی مناسب، مشکلات زیست محیطی و بالا بودن حجم آلودگی،کمبود امکانات گذران اوقات فراغت، فقر و محرومیت، آسیب‌پذیری در برابر زلزله، سرانه کم خدمات، جمعیت زیاد(تراکم بالای جمعیت)، تراکم ساختمانی کم دوام، ناامنی و معضلات اجتماعی [4]. مراد از فرسودگی، ناکارآمدی و کاهش کارایی یک بافت نسبت به کارامدی سایر بافتهای شهری است [2].  این بافت‌ها، به معضلی برای تصمیم‌گیران، مدیران و مردم شهرهای تاریخی بدل شده است. در این بافت‌ها، ارزش‌های نهفته فرهنگی و مدنی کشور، در تنگنای عدم قابلیت بافت برای انطباق با نیازهای زندگی جدید قرارگرفته است [3].در اردیبهشت ماه سال 1385، شورایعالی شهرسازی برای شناسایی این محدوده‌ها سه شاخص با مفاهیم زیر تعریف کرد. ریزدانگی: بلوکهای شهری که بیش از 50 درصد قطعات آنها مساحتی زیر 200 متر داشته باشند. نفوذناپذیری: بلوکهای شهری که بیش از 50% معابر آنها عرض کمتر از شش متر را داشته باشند. ناپایداری: بلوکهای شهری که بیش از50% ابنیه آنها فاقد سیستم سازه‌ای می‌باشند [1]. با بررسی بافت فرسوده و مسئله‌دار شهری و وجود اشتراک و افتراق آنها از یکدیگر چهارگونه مختلف از این نوع بافت‌ها با ماهیت کاملا متفاوت قابل تشخیص می‌باشد. 1- بافت قدیمی فرسوده (ارزشمند و فاقد ارزش) 2- بافت میانی فرسوده 3- بافت‌جدید فرسوده 4- بافت روستایی و حاشیه‌ای فرسوده.

روش های مناسب بهسازی بافت های باارزش

     روش ها و مدل های مختلفی برای احیا و بهسازی بافت فرسوده شهری و محلات مسکونی وجود دارد. اهمیت این روش ها در فرآیند بهسازی آن حد است که چنان چه تحقیقی فاقد روش یا مدل باشد اعتبار علمی آن در معرض شک و تردید قرار می گیرد و تحقق نتایج آن امکان پذیر نخواهد بود؛ بنابراین عمل گرایی و تکیه بر تجربه و مشاهده محدود و فاقد نظم و انسجام منطقی در بی شتر موارد باعث عدم دستیابی به اهداف، سرخوردگی و اتلاف وقت، انرژی و منابع مالی می شود. نتیجه این کاوش علمی، صحنه ی سنجش و اندازه گیری نظریه ها و نهایتاً رد یا تأیید آنهاست که سرانجام به توسعه ی مرزهای علم و دانش و بهبود شیوه های اجرایی منجر می شود. [7 ]


نتیجه گیری

    مشكل اصلی در بحث نوسازی بافت فرسوده، رهاشدگی است. بدین معنا كه وسعت، بزرگی و پیچیدگی كار، اسا ساً خارج از حد و اندازة یك سازمان بوده است. در روند نوسازی، از یك سو كالبد شهر، لاجرم دگرگون می شود و كالبد جدید، خطر از بین بردن هویت بافت را در خودش دارد. از سوی دیگر، نبود دانش فنی لازم ، بحران هویت را در امر نوسازی بافت های فرسوده به وجود آورده كه مورد ارزیابی بسیاری قرار گرفته است .بنابراین می توان نتیجه گرفت نقص تجربیات ناكام نوسازی كالبد محور در كشور ما، عدم شناخت نظری درست از ماهیت چند لایه هویت شهری است.

هویت، تفسیری است كه انسان از ارتباط خود با تاریخ در گذر زمان ارائه می دهد؛ تاریخی كه با مؤلفه های گوناگون زندگی "انسان امروز " در ارتباط است. هویت انسان ، تفسیری چند بعدی است كه بسیاری از عرصه های ذهنی و عینی زندگی او را در بر می گیرد؛ تفسیری كه از تعامل این مؤلفه ها حاصل می شود. در میان تعاریف متفاوت و گوناگونی كه از هویت شهری ارائه شده این موضع مشترك است كه هویت شهری پدیده ای است حداقل با دو بعد اصلی؛ بعد اول، شاكله و حقیقتی است كه دیده نمی شود و بعد دوم ، سیما و كالبد كه در برابر دیدگان قرار دارد. تعریف هویت یك شهر بدون این دو جنبه اصلی، نادرست و ناقص خواهد بود. با توجه به این معنای هویت، طرح نوسازی باید مبنای نظری و چارچوبی داشته باشد كه در آن كالبد و ساختاری كه دیده می شود همراه با جنبه های فرهنگی – اجتماعی نادیدنی هویت شهر به صورت توامان مورد توجه قرار گیرد و باید در نظر داشت كه مقوله هویت در شهر از طریق تجربه زندگی و تعامل انسان با شهر )تاریخ با جغرافیا ( است كه معنی پیدا میكند. تداوم ویژگی های منظر در شهر باعث می شود هویت فردی یا گروهی جامعه استمرار یافته و مفاهیم حفظ شوند. 



نوشته شده در : شنبه 31 شهریور 1397  توسط : عمران عمرانی.    نظرات() .

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic